بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

328

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

به او لغات و اسماء هر چيزى را « قال على بن ابراهيم عن الحسين بن خالد عن ابى الحسن الرضا عليه السّلام فى قوله الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ قال اللَّه علم محمدا القرآن قلت خلق الانسان ؟ قال ذلك امير المؤمنين عليه السّلام قلت علمه البيان ؟ قال علمه بيان كل شىء يحتاج الناس اليه » يعنى حسين بن خالد روايت كرده كه امام عليه السّلام الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ را چنين تفسير كرده كه اللَّه علم محمدا القرآن بعد ازين من گفتم كه خلق الانسان چه معنى دارد فرمود مراد از انسان امير المؤمنين عليه السّلام است كه بعد از پيغمبر او فرد كامل است و گفتم علمه البيان چه معنى دارد فرمود تعليم كرد حضرت امير را هر چه مردم به آن احتياج دارند . در مجمع البيان و جوامع الجامع گفته كه « و عن الصادق عليه السّلام : البيان الاسم الاعظم الذى علم به كل شىء » الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ اى الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ يجريان به حساب معلوم يعنى آفتاب و ماه ميروند در بروج خود بحسابى معلوم يعنى بر وجهى كه حق تعالى مقرر كرده و و مجمل آنچه حسين بن خالد در تفسير اين آيه از حضرت امام رضا عليه التحية و الثنا روايت كرده اينست كه مراد از شمس و قمر دو كوكب معين نيست بلكه مراد از « الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بحسبان » اينست كه « الاول و الثانى هما به عذاب اللَّه » حسين بن خالد گويد كه بعد ازين امام عليه السلم فرمودند كه آيا از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله مروى نيست كه « الشمس و القمر نوران فى النار » گفتم آرى پس فرمود آيا نشنيده‌اى قول الناس را كه ميگفتند : فلان و فلان شمسا هذه الامة و نورا هما ازينست كه حضرت فرمود كه « الشمس و القمر نوران فى النار » به خدا قسم كه نخواسته حضرت غير آنان را و اينكه فرموده كه نوران به اعتقاد عوام الناس است وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ مراد از نجم گياهيست كه آن را ساق نباشد و از شجر آنكه آن را ساقى باشد يعنى نباتات خواه ساقى داشته باشند و خواه نداشته باشند سجده ميكنند خالق خود را بنا بر اعتقاد جمعى كه نباتات نفوس ناطقه دارند آيه به ظاهر خود محمولست و بنا بر اعتقاد آن گروهى كه انكار آن كنند گويند كه مراد از سجود نجم و شجر دلالت آنهاست بر وجود صانع خود و انقياد و